السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
197
تفسير الميزان ( فارسي )
خدا بوده ، كه بايد ميشد ، و لذا فرمود : ( زنهار كه ابليس شما را از بهشت بيرون نكند ، كه بدبخت ميشويد ) الخ ، و نيز فرمود : ( آدم و همسرش را از آن وضعى كه داشتند بيرون كرد ) الخ ، و نيز خداى تعالى خطيئه آنان را بعد از آنكه توبه كردند بيامرزيد ، و در عين حال به بهشتشان بر نگردانيد ، بلكه بسوى دنيا هبوطشان داد ، تا در آنجا زندگى كنند . و اگر محكوميت زندگى كردن در زمين ، با خوردن از درخت و هويدا گشتن عيب ، قضايى حتمى نبود ، و نيز برگشتن به بهشت محال نبود ، بايد بعد از توبه و ناديده گرفتن خطيئه به بهشت بر گردند ، ( براى اينكه توبه آثار خطيئه را از بين مىبرد ) . پس معلوم مىشود علت بيرون شدن از بهشت ، و زمينى شدن آدم آن خطيئه نبوده ، بلكه علت اين بوده كه بوسيله آن خطيئه عيب آن دو ظاهر گشته ، و اين بوسيله وسوسه شيطان لعين صورت گرفته است . در سوره طه در صدر قصه فرموده : ( وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً ، ما قبلا با آدم عهدى بسته بوديم ، اما او فراموشش كرد ) ، و بايد ديد اين عهد چه بوده ؟ آيا همان فرمان نزديك نشدن بدرخت بوده ، كه فرمود : * ( ( لا تَقْرَبا هذِه الشَّجَرَةَ ، فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ ) ) * ؟ و يا اعلام دشمنى ابليس با آدم و همسرش بوده ، كه فرمود : ( إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ ) ؟ ، و يا عهد نامبرده به معناى ميثاق عمومى است كه از همه انسانها عموما ، و از انبياء خصوصا ، و بوجهى مؤكدتر و غليظ گرفته . احتمال اولى صحيح نيست ، زيرا آيه شريفه : ( فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ ، . . . وَقالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِه الشَّجَرَةِ ، إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ ، أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ ، و آيه بعدش ، وَقاسَمَهُما : إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ ) ، تصريح دارد : بر اينكه آدم در حين خوردن از درخت ، نه تنها نهى خدا را فراموش نكرده بود ، بلكه كاملا به ياد آن بود ، چيزى كه هست ابليس با فلسفه چينى خود نهى خدا را براى آدم توجيه كرد ، كه منظور اين بوده ، كه جزء فرشتگان و از خالدين در بهشت نشوى ، در حالى كه در آيه مورد بحث در باره عهدى كه مورد گفتگو است ، فرموده : آدم آن را فراموش كرد . و اما احتمال دوم ( كه بگوئيم منظور از عهد ، همان تهديدى است كه خداى تعالى كرد ، و ايشان را از پيروى ابليس زنهار داد ) ، هر چند كه احتمال بعيدى نيست ، و لكن ظواهر آيات با آن نميسازد ، چون از ظاهر آيه نامبرده بر مىآيد كه منظور از آن زنهار ، تهديد خصوص آدم است . علاوه بر اينكه زنهارى كه از شر ابليس دادند ، بهر دوى آنان دادند ، نه تنها به آدم ، و اما فراموشى را تنها به آدم نسبت داد ، و نيز در ذيل آيات نامبرده در سوره طه ، كه مطابق صدر آنهاست ، عهد با معناى ميثاق كلى مناسبت دارد ، نه عهد به معناى زنهار از ابليس ، چه خداى تعالى مىفرمايد : ( فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً ، فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقى ، وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي